میناکاری در نگاه اول یک نقاشی است؛ اما هر کس یک بار پای کورهٔ استاد نشسته باشد میداند که این هنر، بیش از آنکه با قلممو سروکار داشته باشد، با آتش سروکار دارد. بدنهٔ مسی پیش از هر رنگی، سه بار سفیدکاری و پخت میشود تا سطحی شیری و یکدست به دست آید.
چرا آبیِ اصفهان تکرار نمیشود؟
رنگهای مینا اکسید فلزاتاند: کبالت آبی میدهد، مس سبز و طلا سرخ. نسبت این اکسیدها در هر کارگاه، رازی است که پدر به پسر میرسد. همین است که آبیِ لاجوردی کارگاههای میدان نقش جهان، حتی با فرمول مشابه، در جای دیگری همان نمیشود.
«اگر کوره یک درجه بیشتر بگیرد، رنگ میسوزد و اگر یک درجه کمتر، لعاب نمینشیند. استاد کسی است که بیدماسنج، از رنگِ آتش دما را میخواند.»
سه نشانهٔ یک مینای اصیل
نخست، پشت اثر را ببینید: در مینای اصل، پشت هم لعاب خورده و صاف است. دوم، لبهٔ نقشها باید با خطی نازک و پیوسته قاب گرفته باشد، نه با چاپ. سوم، وزن؛ مینای مسی سنگینتر از نمونههای سرامیکی رنگشده است. و در نهایت، هر اثر اصیل امضای کارگاه را زیر پایه دارد.
در هفترنگ، هر بشقاب و گلدان مینا با شناسنامهای میآید که نام استاد، تاریخ پخت و شمارهٔ کارگاه روی آن ثبت شده است — تا سالها بعد هم بدانید این رنگها از کدام آتش بیرون آمدهاند.



